| |
| پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386 |
| راه های نفوذ بردل ها(روانشناسی) |
راه های نفوذ بردل ها
هشتادوپنج درصد موفقیت شما در تجارت و کسب و کار و زندگی شخصی، بستگی به ارتباط مؤثر شما با دیگران دارد. « هوش اجتماعی» و یا توانایی تبادل و تعامل، صحبت کردن، مذاکره نمودن، متقاعد کردن دیگران، مهم ترین هوشی است که می توانید داشته باشید، این هوشی است که می توانید آن را پرورش دهید. ارزشمند ترین کالای جهان، طلا و الماس نیست، داشتن جذبه و توانایی نفوذ بر دیگران است. با آموختن واقعیات ساده درباره ی جذبه و گیرایی و استفاده از روش های مربوط به آن، می توانید تا حدود زیادی بر اثر بخشی تبادل ها و تعامل های خود با دیگران بیفزایید. تردیدی در این نیست
ادامه مطلب ... |
|
| |
| پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386 |
| کوهنورد (داستان های آموزنده) |

کوهنورد
کوهنوردی سال ها به امید صعود، تمرین کرده بود و در روز موعود راهی قله ای شد که از دید همه دست نیافتنی به نظر می رسید. چیزی نمانده بود به قله برسد و او خوشحال از به نتیجه رسیدن تلاشش بود که ناگهان صخره ای از زیر پایش رها شد و سقوط کرد. در میان راه به گذشته ی خود و آنچه کرده بود می اندیشید که ناگاه به یاد خدا افتاد و او را صدا کرد. در همین موقع که با نا امیدی برای یافتن تکیه گاهی دست به هر چیزی می گرفت طنابی را حس کرد و آن را محکم گرفت، و خدا را دوباره یاد کرد. صدایی شنید که من خدای توهستم، آیا به من یقین و اعتقاد داری ؟ کوهنورد گفت: آری و خدا گفت: پس طناب را رها کن. کوهنورد لحظه ای درنگ کرد اما طناب را محکم تر گرفت. فردای آن روز، تیم های امداد، کوهنوردی را یافتند که فاصله ی یک متری از زمین، آویزان از طنابی، در سرما یخ زده بود.
|
|
| |
| پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386 |
| طلاق آخرین راه حل؟!( روانشناسی) |

طلاق، آخرین راه حل؟!
دوام زندگی زناشویی یکی از سخت ترین کارهایی است که هر انسانی در طول عمرش با آن روبرو می شود. هنگامیکه یک رابطه، طوفانی می شود، ممکن است طلاق، راه حلی خوب برای حل مشکل به شمار رود، و این مورد حداقل یک بار به فکر زوج هایی که، درگیر این مسأ له هستند، می رسد. طلاق راحلی، خشونت بار است برای حل موردی که از راههای دیگری بر آن فائق نیامده اید. برخی قبل از هر اقدامی، پرونده ی طلاق را در ذهن خود به وجود آورده و حاضر به ترمیم روابط خود نیستند. تحقیقات نشان
ادامه مطلب ... |
|
| |
| پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386 |
| گنجشک (داستان های آموزنده) |

گنجشک
گنجشک هر روز به آستان خدا می آمد و با آوازش خدا را سپاس می گفت. چند روزی بود که خبری از گنجشک نبود. فرشته ها از خدا علت نیامدن گنجشک را جویا شدند و او سکوت کرد. پس خود به دنبال گنجشک رفتند و او را یافتند. گنجشک نالان و معترض گفت: مگر سهم من از این دنیا به این بزرگی جز لانه ای کوچک و گرم بیشتر بود که خدا آن را هم با فرستادن باران و طوفان از من گرفت؟
خدا لبخند زد و گفت: آن هنگام که تو در خواب بودی ماری قصد لانه ات را کرده بود و من باران و طوفان را امر کردم تا با واژگون ساختن لانه ات تو را بیدار کنند. گنجشک شرمگین شد و گریه کرد. خدا گفت: من همیشه به یاد شما هستم حتی زمانی که مرا فراموش کرده اید.

|
|
| |
| پنجشنبه 16 اسفند ماه سال 1386 |
| بررسی داستانهای مذکور (داستان های دختران فراری) |
بررسی داستانهای مذکور؟
مقدمه:
از جمله سؤالات دامنه داری که شاید به ذهن اکثر انسانها خطور کرده ولی متأسفانه کمتر دیده می شود که به دنبال جواب آن باشند؛ این است:چرا من دختر یا پسر هستم؟ چرا در این زمان و مکان به دنیا آمدم؟ و همانطور که ملاحظه می شود این قسم از« چرا»ها دامنه وسیعی دارد که البته ما در این مجال، نه خود را در حٌد پاسخ به آن می دانیم و نه اقتضای پرداختن به این موضوع می باشد؛ لکن از آن جهت ذهن شما خواننده عزیز را فعال کرده و با جهت دادن به افکار شما می خواهیم بصورت کلی و اجمالی مطرح کنیم که تمام این «چرا»ها پاسخ دارد و این مائیم که از پیگیری و دنبال کردن آن سرباز زده ایم و کوتاهی می کنیم. پرداختن و جستجوی این بحث ما را به حقایقی راهنمایی می کند و به ماورای آن چیزهایی که به وسیله حواسٌ پنجگانه به دنبال آنها هستیم، می رساند.
ادامه مطلب ... |
|