ورود احمقانه اکیداْ ممنوع
زندگی قصه ای است که ابلهی نقلش می کند؛ پر از خشم و خروش و هیاهو است؛ و هیچ معنایی ندارد (اسپیکر خودرو  روشن کنید)
دوشنبه 27 خرداد ماه سال 1387
عوامل مؤثر در بزهکاری نوجوانان (درباره کودکان بیشتر بدانیم)

 

عوامل مؤثر در بزهکاری اطفال و نوجوانان


به طور کلی عوامل ظاهری را که در ارتکاب جرم از ناحیه ی اطفال مؤثرند می توان به دو دسته به صورت زیر تقسیم نمود:
الف: عوامل اجتماعی ( یا اثرات محیط اجتماعی بر کودکان)
ب: عوامل فردی)  یا علل جسمی و روحی )
در اینجا باید توضیح داد که علاوه بر دو گروه اساسی فوق الذکر، امروزه بعضی از محققین دو نوع عامل دیگر نیز به عنوان انگیزه ی ازدیاد بزهکاری اطفال یافته اند که یکی عبارت از جنگها،‌ اغتشاشات داخلی، یا سوانح طبیعی نظیر سیل و زلزله و ... است و دیگری طلاق و جدایی پدر و مادر می باشد که گاهی موجب سوق دادن اطفال به سوی انحرافات اخلاقی و ارتکاب جرم و جنایت می گردد .

الف: عوامل اجتماعی :
در میان این دسته از عوامل مولد جرم باید محیط خانوادگی ( یا داخلی ) و محیط اجتماعی،( یا خارجی به معنی اخص ) مثل کوچه، خیابان، مدرسه، سینما و نظایر آن را از یکدیگر تفکیک نمود :

  اول) محیط داخلی و خانوادگی:
می دانیم که اطفال نیز مانند بزرگسالان خواه و ناخواه از محیط اجتماعی و اطرافیان خود متأثر می شوند و به طریق اولی، محیط خانوادگی هر کودک بیش از هر چیز او را تحت تأثیر قرار می دهد. امروزه دیگر هیچ کس نمی تواند اهمیت نقشی را که محیط خانوادگی اطفال و نوجوانان در زندگی و آتیه ی آنها بازی می کند منکر شود. همان طوری که از آمار جرایم اطفال در کشورهای مختلف برمی آید، اکثر مجرمین صغیر، منتسب به خانواده هایی هستند که سطح زندگی و فرهنگ درخشانی ندارند .
1) تأثیر محیط خانوادگی: گفتیم که خانواده رکن اصلی جامعه است. یعنی طفل اولین درس های خود را در آن جا فرا می گیرد، بنابراین پدر و مادر وظیفه ای خطیر و سنگین در امر تربیت اطفال به عهده دارند و کوچکترین غفلت آنها موجب سرگردانی طفل یا انحراف او از راه صواب و سقوط به پرتگاه جرم و جنایت خواهد شد .
2) تقلید: همان طور که می دانیم پدر و مادر اولین و نزدیک ترین کسانی هستند که مورد تقلید کودکان خود واقع شده و در عمل سرمشقی برای اطفال خود قرار می گیرند . پس لازم است که در حضور فرزندان خود رعایت احترام را نسبت به یکدیگر نموده و در گفتگو و مکالمه با یکدیگر ادب و نزاکت را فراموش ننمایند. در غیر این صورت، تمام حرف های رکیکی را که روزی در مقابل اطفال خود به زبان آورده اند اینان همچون نوار ضبط صوت در خاطر نگه داشته و روزهای بعد عیناً‌ تکرار خواهند کرد. به همین طریق و بر اثر سهل انگاری والدین است که کم کم قبح کلمات و الفاظ رکیک در نظر اطفال از بین می رود و اگر به موقع جلو طفل را نگیرند، به تکرار این الفاظ عادت کرده و کارش به جایی می رسد که در اصطلاح عامه به لفظ ( بی تربیت ) از او یاد می کنند .
نکته ای که در این مبحث باید تذکر داده شود، این است که گاهی بعضی از کودکان بر اثربی مهری و بی توجهی والدین خود، به راه سرقت یا زورگویی و کتک زدن سایر بچه ها کشیده می شوند. شاید از خود بپرسیم که سرقت و زورگویی طفل چه ربطی به بی مهری پدر و مادر دارد؟ ولی روان شناسان و متخصصین جرائم اطفال به این نتیجه رسیده اند که بعضی از کودکان به علت این که در محیط خانه مورد بی مهری و بی اعتنایی پدر و مادر خود قرار می گیرند،‌ به عنوان یک نوع واکنش در مقابل این کمبود محبت شروع به سرقت یا اذیت و آزار و کتک زدن کودکان کوچکتر از خود می کنند .
3) تنبیه و تشویق: درباره ی اینکه چگونه باید با اینگونه اطفال رفتار کرد و اصولاً چگونه باید کودک را تربیت نمود، حرف های بسیاری زده شده و نظرات بسیاری ارائه گردیده است. بعضی از پدران و مادران و حتی مربیان کودک، معتقد به تنبیه بدنی هستند و می گویند که در اوان کودکی برای اینکه طفل به راه صواب آید چاره ای جز تنبیه بدنی وجود ندارد. آنها عقیده دارند که در سنین پایین،‌ طفل به اندازه ی کافی رشد فکری ندارد که بتوان او را از راه صحیح و منطقی متوجه قبح اعمالش نمود و از ادامه ی راه غلط منصرفش کرد. برعکس بعضی دیگر از پدران و مادران و متخصصین تعلیم و تربیت نیز تنبیه بدنی را به هیچ وجه جایز ندانسته و معتقدند که نه تنها نتیجه ای در جهت انصراف طفل از بد زبانی و ارتکاب جرم ندارد، بلکه غالباً‌ موجب لجبازی و کینه توزی کودک شده و حتی خاطره ی بدی از خشونت والدین در ذهن او به جای گذاشته و حس اعتماد به نفس را از طفل سلب می نماید. ولی راه حل سومی که پیشنهاد شده این است که حتی المقدور باید طفل را از تنبیه معاف کرده،‌ سعی نمایند تا از طریق استدلال و منطق درخور فهم کودک، او به ضررهای اعمالش آگاه سازند. تنها در صورتی که از این راه توفیقی به دست نیامد، می توان تنبیه خفیف را به طوری که موجب دردهای روحی و جسمی طفل نگردد، اعمال کرد. به هر حال تنبیه نباید طوری باشد که آثار بدنی و یا تأثرات شدید روحی در طفل باقی گذارد. 
دوم) محیط خارجی و اجتماعی :
می دانیم که هر گاه طفلی در محیط خانوادگی خود، دارای اطرافیان دلسوز و مهربانی نباشد، طبعاً‌ احساس بدبختی نموده و سعی می کند که خود را حتی المقدور از کانون خانوادگی دور ساخته، سعادت و آرامش گمشده را در محیط های خارجی بیابد. معمولاً چیزی که کودکان و نوباوگان را بیش از همه رنج می دهد، دعوا و مشاجره ی دائمی میان پدر و مادر است. این موضوع وقتی که با ناملایمات دیگری همراه شود، کم کم طفل را از محیط خانواده بیزار کرده و او را به سوی کوچه و خیابان می کشاند. بدین گونه است که اطفال معصوم در معابر و اماکن عمومی سرگردان شده و غالبا ً‌به دام افراد ناباب و شیطان صفت افتاده و از آنها سرمشق های نامناسب فرا می گیرند. طبیعی است که اینگونه کودکان فراری از خانه و خانواده، در کوچه ها و خیابان ها تحت هیچ گونه مراقبت و مواظبتی نبوده و هیچ کس از آنها به موقع حمایت نخواهد کرد. وانگهی علاوه بر عدم سرپرستی و کنترل دقیق در کوچه و خیابان، اطفال فوق الذکر خواه و ناخواه با عده ای از کودکان و نوجوانان ولگرد که غالباً در کوچه ها، پارک های عمومی، سینماها و کافه تریاها فراوانند، برخورد و معاشرت خواهند کرد. تأثیر سوء اینگونه معاشرت ها، مخصوصاً‌بر روی کودکان و نوجوانانی که مدرسه را رها کرده و کار معینی ندارند،‌غیر قابل انکار است.
1) بارها و تریارها: در کشورهای اروپایی علاوه بر عوامل فوق الذکر، یک عامل دیگر نیز برای بزهکاری اطفال وجود دارد که عبارت است از :« دانسینگ ـ بار» های نامناسب. در این مورد یکی از قضات دادگاه اطفال سوئیس چنین می نویسد: اغلب نوجوانان ما در بارها و دانسینگ ها محیط مناسبی جهت سقوط اخلاقی یافته اند. اینان در اینگونه مراکز با انواع اعمال ناشایست از قبیل نوشیدن مشروبات الکلی، استعمال مواد مخدره، ‌ارتکاب اعمال منافی عفت و اخلاق دست می زنند. متأسفانه باید گفت که این سوقات مسموم دیار فرنگ،‌ کم کم در جامعه ی ما هم رسوخ یافته و آثار نامطلوب آن کمابیش آشکار شده است .
2) سینما و تلویزیون: این نکته غیر قابل انکار است که سینما و تلویزیون به واسطه ی کشش خاصی که دارند،‌ اثرات عمیق روحی و تربیتی بر جوانان و نوجوانان باقی می گذارند. بنابراین هرگاه فیلم های سینما و برنامه های تلویزیون حاوی مطالب مفید اجتماعی و تربیتی باشد، اطفال، کودکان و نوجوانان را به سوی اهداف عالی انسانی رهبری خواهد کرد و از آنها عناصر مفیدی برای خدمت به اجتماع و همنوعان خویش به وجود خواهد آورد ... ولی برعکس،‌ هرگاه برنامه های تلویزیون وسینما شامل فیلم های جنایی،‌ متضمن قتل و غارت و کشت وکشتار باشد،‌ روح ماجراجویی و درنده خویی را در نوجوانان بیدار کرده و از آنها عواملی ضد اجتماعی و مخرب به بار خواهد آورد. تأثیر شوم سینما و تلویزیون را در جرائم اطفال نمی توان نادیده گرفت. بسیاری از روان شناسان، قضات، روان پزشکان و علمای علم اجتماع در این مورد مطالعه و تحقیق کرده و اغلب آنها نیز سینما. تلویزیون را یکی از عوامل مؤثر در ازدیاد بزهکاری اطفال می دانند.
3) مطبوعات: باید خاطر نشان ساخت که گاهی اوقات ممکن است مطبوعات نیز بر روی اطفال اثرات شوم و نامساعدی به جای گذارند. از آن جمله است کتاب ها و مجلات مخصوص جوانان و نوجوانان که غالباً‌ مسائل عشقی و جنسی بی پرده ای را مطرح می کنند و نوجوانان را که در سنین بحرانی بلوغ هستند ناخود آگاه به ورطه ی انحرافات جنسی یا ارتکاب جرم و جنایت سوق می دهند. بدتر از آن، کار برخی از روزنامه های خبری است که اخبار مربوط به سرقت یا جنایت را با تیترهای درشت هیجان انگیز در صفحه ی حوادث منتشر کرده، با آب و تاب بسیار درباره ی آن قلمفرسائی می نمایند. مسلم است که تیترهای هیجان انگیزی نظیر:« من از سرقت دوچرخه لذت معنوی می برم » یا « پسر 13 ساله ای عاشق زن 30 ساله شد و دست به سرقت زد » و یا « دختران کرمانشاهی دسته جمعی به تهران فرار کردند » و یا « دو دانش آموز دوست خود را زیر کامیون انداختند » و ... در ذهن ساده ی نوجوانان اثراتی عجیب و عمیق داشته، آنان را به فکر تقلید از قهرمانان اینگونه حوادث می افکند .

ب) عوامل فردی ( یا علل جسمی و روحی):  
باید توجه داشت که علل جسمی و روحی مؤثر در بزهکاری اطفال بر دو نوع تقسیم می شوند، یکی علل و عوارض والدینی که مربوط به پدر و مادر طفل است. دیگری علل و عوارض شخصی ، یعنی آن دسته از علل و عوارض شخصی، یعنی آن دسته از علل وعوارضی که خود طفل به آنها دچار است.
  

اول) عوارض والدینی:
1) اعتیاد پدر و مادر: معتاد بودن والدین یا یکی از آنها به الکل یا مواد مخدر، غالباً بر روی اطفال اثر سوء باقی می گذارد. این تأثیر علاوه بر آنکه ممکن است در نتیجه ی توارث موجب عقب افتادگی روانی و عقلی طفل شود، گاهی نیز ممکن است در اثر مشاهده ی اعمال ناشایستی که به علت استعمال الکل یا مواد مخدر از پدر و مادر از پدر و مادر سر می زند، موجبات انحراف اطفال را فراهم نماید. زیرا این موضوع روح طفل را عمیقاً آزرده نموده و سوء رفتار پدر و مادر او را از محیط خانوادگی بیزار و فراری می کند.
2) امراض و علل جسمانی والدین: به طور کلی باید دانست امراضی که وجود آنها در پدر و مادر،‌ ممکن است علتی برای ارتکاب جرم از ناحیه ی طفل گردد،‌ معمولاً به دو ناحیه تقسیم می شوند: امراض جسمی و امراض روحی. مهمترین امراض جسمی که وجود آنها در پدر و مادر ممکن است در ارتکاب بزه از ناحیه ی اطفال مؤثر شمرده شود عبارتند از: شانکر، سیفلیس، سل و نظایر اینها که غالباً موجب تولد اطفال ناقص الخلقه یا نامتعادل از لحاظ روحی و روانی می گردند .
3) ضعف قوای عقلانی والدین: منظور از ضعف قوای عقلانی، ‌وجود نقایص روحی و نارسائیهای عقلی در پدر و مادر و یا هر دوی آنها است. واضح است که والدین ابله،‌ سفیه یا مجنون نمی توانند آنچنان که باید و شاید اطفال خود را تربیت کرده و بر اعمال و رفتار  آنان نظارت و مراقبت نمایند. طبعاً‌چنین اطفالی، کم کم به راه های غلط سوق داده شده و مانند نهال هرزه ای به رشد خود ادامه خواهند داد.
  

دوم) عوارض شخصی: 
از جمله عوارض شخصی مؤثر در بزهکاری اطفال فقط از عدم تعادل روانی و کمبود هوشی می توان نام برد. گرچه برخی از جرم شناسان و متخصصین جرایم اطفال عقیده دارند که نقایص و عوارض جسمانی هم در ارتکاب جرم از ناحیه ی اطفال مؤثر است،‌ ولی ما تأثیر نقایص بدنی را به خودی خود در این امر کافی نمی دانیم. زیرا در طول تاریخ بارها مشاهده شده است که برخی از نوابغ و مشاهیر علم، ادب و سیاست کسانی بوده اند که در طفولیت ( و حتی در بزرگسالی ) از نقایص بدنی رنج برده اند. شرح حال بزرگانی چون ابوالعلاء معری، لرد بایرن، تالیران، ناپلئون، پاسکال، آبراهام لینکلن و فرانکلین روزولت گواه صادقی بر این ادعا است. بنابراین،‌ تأثیر نقایص بدنی اطفال بستگی به طرز رفتاری دارد که اولیاء یا اطرافیانشان نسبت به اینگونه اطفال در پیش می گیرند،‌ چنانچه رفتار اطرافیان و معاشرین چنین اطفالی خالی از تحقیر و توهین باشد، صرف نقیصه ی بدنی هیچ گونه تأثیری در ارتکاب جرم اطفال و نوجوانان نخواهد داشت. در مورد عدم تعادل روانی هم برخی از صاحب نظران معتقدند که نباید این عامل را به طور مطلق در بزهکاری اطفال مؤثر دانست، بلکه بسته به محیط خانوادگی و اجتماعی که طفل در آن پرورش می یابد،‌عوامل فوق الذکر می توانند کمابیش و تا حدودی در تمایل او به ارتکاب جرم مؤثر واقع شود.

پیشگیری از جرایم اطفال و نوجوانان:
لازم به یادآوری است همان طور که نمی توان هیچ یک از امراض را به طور کلی و قاطع از بیخ و بن ریشه کن نمود،‌ همان طور هم ریشه کن ساختن قطعی بزهکاری اطفال و نوجوانان کاری است بسیار مشکل و حتی غیر ممکن... ولیکن طرق و روش هایی وجود دارد که با استفاده از آنها می توان ارتکاب جرم را از ناحیه ی صغار به نحو محسوسی کم کرده، از گسترش دامنه ی آن جلوگیری کرد. به همان نسبت که مسئله ی ارتکاب جرم از ناحیه ی جوانان و نوجوانان در دنیای امروز گسترش می یابد، بر کوشش پژوهندگان و متخصصین امر، در یافتن راه حل هایی جهت پیش گیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان نیز افزوده می شود .

در حال حاضر اکثریت جرم شناسان، جامعه شناسان، روان شناسان و متخصصین جرایم اطفال را عقیده بر این است که: 
اولا: باید بزهکاری جوانان بزرگسال را از بزهکاری اطفال و نوجوانان جدا کرده و برای اینگونه بزهکاران با پذیرش وضعیت و موقعیت خاص آنان،‌ یک سری قوانین و مقررات خاص تهیه و به موقع اجرا گذاشته شود .
ثانیاً: دولت ها و مراجع مسئول باید کوشش نمایند تا از طریق تهیه ی تسهیلات لازم و وضع قوانین و مقررات جدید،‌ مسئله ی «پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان» را به طور جدی به مرحله ی اجرا گذارند .
باید دانست که بر حسب عقیده ی رایج در بین متخصصین جرایم اطفال در اکثریت کشورهای اروپایی،‌ بهترین راه پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان آن است که ضمن قوانین جدید، جهت مبارزه با اینگونه جرایم، یک سلسله تسهیلات و امکانات جدید برای سرگرمی اطفال و نوجوانان و انصراف آنان از گرویدن به « اعمال ضد اجتماعی » توسط دولت ها و مسئولان امور ایجاد شود.

 


عناوین 20 یادداشت آخر
این صفحه را صفحه ی خانگی خود کنید

وبلاگ اصلی(شماره یک)

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

جستجوگر

موضوع بندی