ورود احمقانه اکیداْ ممنوع
زندگی قصه ای است که ابلهی نقلش می کند؛ پر از خشم و خروش و هیاهو است؛ و هیچ معنایی ندارد (اسپیکر خودرو  روشن کنید)
جمعه 7 تیر ماه سال 1387
درباره ی دین زرتشت(دینی)

 

 

 

درباره زرتشت

 

دین، راه درست زیستن است و درست زیستن بانیک اندیشی آغاز می شود. گات های(کتاب مقدس زرتشت) زرتشت، نیک اندیشی، نیک گفتاری و نیک کرداری را می آموزد.

 گات ها از خرد و منش نیک(وهومن یا بهمن)، از راستی و داد(اشا یا اردیبهشت)، از توان سازنده ونیکو(خَشترا یا شهریور)،از آرامش و مهر فزاینده(سْپَنتا آرمَیتی یا اسفند)، از خودشناسی و رسایی(هــَ اُروتات یا خرداد)و از بیمرگی و جاویدانی  (اَمِرَتات یا امرداد)،و از هرآنچه والافروزه های خدایی اند، سخن می گوید.

آشو زرتشت خداوند را به نام های اَهورا ، اَشا ، مَزدا یا ترکیبی از آن ها و بیشتر به نام اَهورامَزدا و یا مَزدااَهورا و گاهی هم مَزدااَشا خوانده است. اَهورا مَزدا به معنی های هستی بخش، سَروَر دانا، و داور هستی است. آن چه فردوسی« خداوند جان و خرد» خوانده است. برخلاف نظریه مذاهب ابراهیمی(یهودی،اسلام،...) که خداوند همه چیز را از هیچ به وجود آورده است، در دین زرتشت خداوند از آن چه دارد موجودات را هستی میدهد، از همین رو، آفرینش بنا به فلسفه زرتشتی، قدیم است. همیشه با خداوند بوده است. اشوزرتشت خداوند را جهانی برونی، جهان درونی و اهورایی توصیف می کند. از جنبه جهان برونی اهورا مزدا همه جاهست. در جهان و ماوراء آن جهان وابسته به اهورامزدا است ولی او به جهان متّکی نیست، او خارج از زمان است ولی زمان و مکان در او وبا اوست. از جنبه جهان درونی خداوند در همه چیز جلوه گر است. در سنگ ریزه ی بیابان، در دانه ی گیاه، در زندگی حیوان، ودر اندیشه و روان انسان او درهمه هستی ها هست، هستی تنها بر اهورامزدا استوار است. خداوند اهورا است، اندام و پیکره ندارد ولی از راه فروزه های خود- که منحصراً، نیک اخلاقی هستند- با افرادی که بخواهند ارتباط شخصی برقرار می کند. در ادیان ابراهیمی، هم خداوند در برابر پیامبر ظاهر می شود و هم پیامبر به حضور خداوند می رود البته بدون این که خداوند را ببیند. در دین زرتشت پیامبر هیچ گاه، با اهورامزدا روبه رو نمی شود بلکه اشوزرتشت تنها در اندیشه و وجدان خود اهورامزدا را می بیند و پیام اورا دریافت می کند. در گات های زرتشت، از فرشته (ایزد) سخنی نرفته است و هر چند از "سروش"،"آذر" و"اَشی" نام برده شده است بدون آن که آن ها فرشته(ایزد) بخواند.

فراگرد و محتوای"وحی" در دین زرتشت با دیگر دین ها یکی نیست. اشوزرتشت تنها رساننده پیام نیست، بلکه، او اندیشمندی است که پیش از برگزیده شدن به پیامبری، به نهادهای دین راستین دست یافته بود. دینی که به گفته گات ها، بهترین راه زندگی را نشان می دهد. در سنت زرتشتی، خلقت از "هیچ" مردود است. همچنین خداوند تنها خوبی را آفریده است و بدی ساخته و داده خدانیست چون خلقت همیشه با خدا و در خدا بوده است. در گات ها آمده است که هرکس کشته عمل خودش را درو می کند و چیزی به نام شانس یا تقدیر وجود ندارد. در دین زرتشت، پرسش این که چرا خداوند جهان یا آدمیان را خلق کرده، مطرح نمی شود. خلق کردن در ذات خداوند است. خلقت آدمی هم جزئی از خلقت کلی است و محتاج دلیل خاص نمی باشد. در دین زرتشت، خداوند آدمی را آفریده و به او"آزادی" گزینش و عمل داده تا با بهره برداری از خِرَد نیک به راستی گرویده و در پیشرفت جهان و آفرینش همکار اهورامزدا باشد. درباره تساوی حقوق زن و مرد در گات ها هرجا اشوزرتشت مردم را برای شنیدن پیامش فرا می خواند، از زن(نایری) و مرد(نا) جداگانه نام می برد. همچنین او، زن و مرد را هنگام اختیار همسر در رده برابر قرار می دهد. او به دختران و پسران اندرز می دهد که، پیش از بستن پیمان زناشویی، با خِرَد خود رایزنی نمایند، به مهر دل گوش دهند و همسری را برگزینند که در پیشبرد راستی و اَشا با آنان همگام باشد. دین زرتشت، دین آزادگی، داد و امید است، حتی انتخاب دین آزاد است. کم تر دینی چنین آزادگی از خود نشان داده است. و زرتشتی زائیده شدن، به تنهایی کافی نیست، این است که هر زرتشتی هنگامی که به سن بلوغ می رسد، از روی عقل و مطالعه با برگزاری آیین "سدره پوشی" ودینی را که تا آن هنگام به پیروی از پدر و مادرش داشته، خود با دانش و اراده می پذیرد.(وسواس ایرانیان زرتشتی در پاک نگهداشتن آب، خاک، هوا و آتش، زبان زد یونانیان بوده است). آتش، در دین زرتشت و دیگر ادیان، نشانی از خداست. در انجیل مسیح آمده است که«خدای ما آتش در حّد کمال خود است» در قرآن آمده است که«خداوند نور آسمان وزمین است» در سنت کلیمی، در وحی کوه سینا، خدای یهود، در آتش، در بالای کوه سینا ظاهر شد و دود آن آتش، همانند آتش کوره بالا رفت و همه کوه به شدت لرزید.قدیمی ترین سند موجود، نوشته ای در حاشیه کتاب " الکیبیادس افلاطون" است که برگردان به فارسی چنین است: گفته شده است که زرتشت در حدود شش هزار سال پیش از افلاطون می زیسته است، بعضی او را یونانی و برخی دیگر او را از ملت ماوراء دریای بزرگ می دانند. زرتشت دانش جهانی خود را از روان نیکویی، یعنی از بینش والا آموخت.   ( ترجمه نام زرتشت به یونانی" استروئتس" یعنی ستاره پرست است).

دین زرتشتی به وحی اعتقاد داشت و مانند مذاهب یهودی مسیحی و اسلام،  دین یکتا پرستی است. زرتشتیان اهل کتابند و به معاد معتقد.منابع:اوستا، پهلوی، نوشته های کلاسیک یونانی، نوشته های مسیحیان به ویژه ارمنی ها، و نوشته های مسلمانان  

                                                                                                                                    

                               

                                                             


عناوین 20 یادداشت آخر
این صفحه را صفحه ی خانگی خود کنید

وبلاگ اصلی(شماره یک)

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

جستجوگر

موضوع بندی