موسیقی درمانی
اگر موسیقی را مجموعه ای از اصوات موزون و دارای ریتم تعریف کنیم می توان ادعا کرد که اصولاً زندگی هر انسانی با موسیقی آغاز می شود، چرا که صدای موزون ضربان قلب هر مادری برای فرزندی که به دنیا خواهد آورد، می تواند به عنوان موسیقی آرام بخش تلقی شود. در حال حاضر آنچه در روان شناسی به عنوان موسیقی درمانی نام برده می شود عبارت از بهره گیری از روش هایی است که با گوش دادن و توجه به موسیقی به عنوان یک درمان جانبی و اغلب در کنار درمان های دارویی مورد استفاده قرار می گیرد. پژوهش های انجام شده نشان می دهد که غده ی تالاموس به عنوان مهم ترین غده در مغز انسان محرک های صوتی را به وسیله ی سیستم های عصبی دریافت و در کنار حافظه و تخیل به آها پاسخ می دهد. غده ی هیپوفیز نیز که از غده ی تالاموس فرمان دریافت می کند به محرک های صوتی موزون پاسخ مثبت می دهد، موجب بروز ترشحاتی می شود که نتیجه ی آن، آزاد سازی ماده ی آرام بخش به نام آندروفین خواهد بود. با توجه به اینکه مهم ترین اثر ماده ی مزبور تسکین درد در انسان است به سادگی می توان به ارزش موسیقی درمانی که عملاً موجبات آزاد سازی ماده ی آندروفین، که علاوه بر تسکین درد موجبات انبساط و شادی را در انسان فراهم می سازد، پی برد.
نکته ی جالب تر اینکه در هنگام اضطراب و ترس -که غدد فوق کلیوی اقدام به ترشح ماده ای به نام کاتولومین( آدورنالین و نورآدورنالین) می کند و به عبارتی ترشح مواد مزبور موجب ایجاد ترس می شود - موسیقی باعث می شود که ترشح و آزاد سازی این ماده ی اضطراب زا کاهش یافته، در نتیجه میزان ضربان قلب و فشار خون پایین آمده به حالت عادی برگردد. تحقیقاتی که توسط کولن در سال ۱۹۹۲ در بخش مراقبت های ویژه ی بیمارستان سنت جرج لندن صورت گرفته نشان می دهد که موسیقی به میزان قابل توجهی در تسکین و تقلیل وضعیت بحرانی بیمارانی که در بخش آی - سی - یو بستری بوده اند تأثیر داشته است زیرا ثابت شده است که سیستم اعصاب انسان به محرک های موزیکال پاسخ مثبت می دهد و عملاً موسیقی در تغییر حالت بیماران مؤثر می باشد. بعضی از آهنگ های موسیقی می تواند ما را به گریه اندازد و بعضی ما را برقصاند. بعضی از آهنگ ها ما را مضطرب و خشمگین می کند درحالیکه بعضی از آنها ما را به هیجان می آورد. برخی از نواها و صداها در ما تنش ایجاد می کند در حالیکه برخی دیگر به ما آرامش می بخشد. ما بی آنکه بخواهیم در برابر موسیقی و صداها عکس العمل نشان می دهیم. موسیقی با وجود انسان عجین شده است. همه ی ما از نعمت آن بهره مند هستیم. صداها یکی از عوامل مؤثر در وضعیت کنونی سلامتی و هوشیاری است. فرق بین صداهایی که در طول روز به طور تصادفی به گوش می رسد با صداهایی که ما به عنوان درمان روی آنها تمرکز می کنیم این است که این صداها دارای ریتم و هارمونی می باشند. تمام اندام ها ی بدن ما قادر به عکس العمل در برابر صوت و موسیقی می باشند و تمام اجزاء و دستگاه های بدن ما طنین موسیقی و ریتم خاص خود را دارند. اگر عضوی یا دستگاهی کار نکند یا از ریتم و توازن خارج شود، ما می توانیم از صوت و موسیقی برای برگرداندن ریتم و هارمونی به آن عضو یا دستگاه استفاده نماییم. موسیقی شفا بخش است و هر یک از ما می توانیم از آن برای تقویت جسم، روح و جان خود استفاده کنیم .
سلامتی کل نگر و شفا از طریق صدا: وقتی تمام جنبه های هستی را منظور کنیم، شفا خیلی سریع تر و مؤثرتر حاصل می شود. ما فقط جسم نیستیم بلکه دارای ابعاد عاطفی، ذهنی و روحی نیز می باشیم و هر کدام از این ابعاد در توازن و سلامتی کلی ما مؤثر می باشند و همین ابعاد از ما موجودی شگفت می سازد. شناخت و به کار گیری این ابعاد تعهد شخصی ما را می طلبد به این معنی که همه ی افراد بایستی مسئولیت سلامتی کلی خودشان را به عهده گیرند.
تأمین سلامتی از طریق صدا و موسیقی: صدا و موسیقی از جمله ساده ترین و مفیدترین روش ها برای کاهش فشارهای روحی روزانه روی بدن می باشند و می توان از آنها برای حل این مشکلات استفاده کرد. با وجود اینکه می توانیم در بسیاری از فرهنگ ها طی قرن ها بسیاری مدارک و شواهد در رابطه با استفاده از صدا و موسیقی برای درمان پیدا کنیم؛ اما فقط حدود پنجاه سال است که استفاده از موسیقی و صدا برای درمان بیماری ها مقبولیت زیادی در جامعه ی پزشکی و بهداشت روانی آمریکا پیدا کرده است. شما ممکن است با بسیاری از پیشرفت های اخیر موسیقی درمانی آشنا نباشید زیرا مرکزی برای جمع آوری شایسته ی اطلاعات در مورد استفاده از صدا و موسیقی برای سلامتی وجود ندارد. اما می توانیم مقاله ها ی جدیدی در نشریه های خبری کاملاً معتبر پیدا کنیم که در آنها به استفاده از موسیقی در درمان بیماری ها و کاهش تنش های روحی اشاره شده است.
اصول صدا و موسیقی درمانی: اصول زیادی در مورد صدا و موسیقی درمانی وجود دارد. در این مقاله این اصول در چهار اصل خلاصه یا ادغام شده است تا به کاربرد آسانترین آنها پی برده شود. این چهار اصل ضروری ترین اصول برای شروع کار موسیقی درمانی می باشند: اول) اصل ارتعاش : در موسیقی درمانی، ارتعاش عبارت است است از قابلیت نوسان یا بسامد صدا که باعث عکس العمل در بدن انسان می شود. هر سلولی، در بدن یک تشدیدگر صدا است. سلول هایی که تشکیل اعضای بدن را می دهند و دستگاهی که از این اعضاء تشکیل شده است بسامدهای مخصوص خود را دارند، بسامدهایی که به راحتی در برابر آنها واکنش نشان می دهند. وقتی بیماری پیش می آید،عضو یا دستگاه مربوط از حد نوسان طبیعی خود خارج می شود. در این حالت از نوسانات صدا می توان برای اثر گذاشتن روی عضو یا دستگاه نامتوازن استفاده کرد و آن را به حد طبیعی خود بازگرداند. این ارتعاشات عمومی می تواند هماهنگی لازم را به ناحیه یا نواحی بیمار بازگرداند. دوم) اصل ریتم: ریتم الگوی ضرب در موسیقی است . ریتم لازمه ی موسیقی است. بدون آن اصلاً موسیقی وجود ندارد. بدون ریتم که باعث حرکت ملودی است ، هرگز نمی توانیم از نت اول به دوم بگذریم . تا حرکتی نباشد ، ریتمی وجود ندارد و تا ریتمی نباشد، موسیقی وجود ندارد. ریتم بازتاب ضربان زندگی است. ریتم های متفاوت روی سیستم های فیزیولوژیکی و اندام های بدن به طرق مختلف اثر می گذارند . از ریتم های آلات مختلف موسیقی و انواع موسیقی می توان برای اصلاح ریتم ها ی اندام ها و دستگاه های بدن استفاده نمود . سوم) اصل تُن و طنین یا رنگ صدا: تن به زیر و بم صدا اطلاق می شود. هرچه نوسانات صدا تندتر باشد ،تن صدا زیرتر است و هرچه نوسانات آرام تر باشد، تن صدا بم تر است. تن های مختلف بر روی اندام های مختلف بدن اثر می گذارند. طنین یا رنگ صدا مشخصه ی خاصی از صدا است که باعث تشخیص یک صدا از صدای دیگر و یا سازی از ساز دیگر می شود. اندام ها و دستگاه های بدن در برابر صداها و سازهای متفاوت واکنش نشان می دهند. چهارم) اصل صدا به عنوان انرژی: صدا این توانایی را دارد که روی الگوهای طبیعی انرژی بدن تأثیر گذارد. صدا هم مثل نوسان، توانایی تعامل با دیگر منابع بسامدی انرژی را دارد. این بسامدها می توانند به صورت رنگ ، عطر ، الکترومغناطیس و صور دیگر انرژی باشند. نوسانات می توانند به یکدیگر کمک کرده یا مزاحم یکدیگر شوند، همدیگر را متوقف کرده یا تقویت کنند.
تمام انرژی ها به دنبال فکر و اندیشه می آیند: اگر ما موسیقی درمانی را تجربه کنیم، دیگر زندگی مان هرگز مانند سابق نخواهد بود. یک اصل مرموز می گوید: - تمام انرژی ها در پی افکار پدید می آیند. - هر جا فکر باشد انرژی هم هست. وقتی ما با فنون سلامتی کل نگر کار می کنیم، به واقعیت این اصل پی می بریم. هر اندیشه و کلامی که ابراز می داریم و عملی که انجام می دهیم از اهمیت زیادی برخوردار است. هر زمانی که احساسی داریم یا حالتی را تجربه می کنیم متوجه ارتباطات دقیق بدن خود با آن می شویم. آگاه می شویم که زندگی و انرژی یکدیگر را تعقیب می کنند و در درون ما و پیرامون ما در سطوح مختلفی جاری و در حال جابجایی هستند. وقتی تصورات خود را تغییر می دهیم ،واقعیت این است که دنیای خود را تغییر می دهیم. ما باید درباره ی امکانات و استعدادهای بیشمار و استعدادهای فراوان خود( و نه در مورد ناتوانائی هایمان ) تأمل کنیم. وقتی این کار را انجام دهیم خواهیم فهمید که دیگر در اختیار شرایط زندگی یا بدنمان نیستیم و آنگاه شروع به کشف امکانات خلاقی می کنیم که در همین محدودیت ها وجود دارد.
سؤال های متداول در مورد موسیقی درمانی :
موسیقی درمانی چیست؟ موسیقی درمانی کاربرد صدا، سازهای موسیقی،آهنگ ها، قطعات موسیقی و هر چیز موسیقیایی که به بهتر زیستن افراد کمک می کند . بیشترین کاربرد موسیقی درمانی چیست؟ عمومی ترین استفاده از موسیقی درمانی احتمالاً برای کاهش تنش های روانی می باشد. این نکته ی بسیار مهمی است، چون تنش های روحی و روانی عمده ترین عامل به وجود آمدن مشکلات و اختلالات بهداشتی می باشند. بیمارستان ها، مؤسسات آموزشی، آسایشگاه ها و افراد از موسیقی درمانی استفاده می کنند. از موسیقی درمانی به خاطر خاصیت مؤثر آن در تسکین دردهای جسمانی در منزل و بیمارستان ها، در کمک به زایمان، در تعادل خلق و خو و تعادل روانی، به توانبخشی جسمی و کمک به آرامش و خوابیدن،آسان کردن یادگیری، و در کل برای کمک به افراد تقریباً در تمام زمینه های زندگی استفاده می شود. در تحقیقات اخیر کاربرد موسیقی درمانی در توانبخشی جسمی، ایمنی شناسی، روان رنجوری و موارد دیگر تأیید شده است.
آیا برای استفاده از موسیقی درمانی استعداد و دانش موسیقی لازم است؟ موسیقی درمانی می تواند برای هرکسی، صرف نظر از استعداد او در موسیقی مفید باشد. دانش موسیقی فرد چندان نقشی در تأثیر آن در درمان ندارد. روش ها، ابزار و انواعی از موسیقی وجود دارند که هر فردی می تواند از آن استفاده کند .
آیا تأثیر موسیقی کلاسیک در درمان بیشتر از انواع دیگر موسیقی است؟ هیچ نوع موسیقی مفیدتر از نوع دیگر نیست. تمام انواع موسیقی، ریتم ها و سازها تأثیر خودشان را دارند .اغلب، درمان بخش ترین موسیقی آن است که بیشتر از همه ما را تحت تأثیر قرار دهد، ولی باید به خاطر داشته باشیم همان گونه که به یک رژیم غذایی صحیح نیاز داریم، همانگونه نیز چنانچه از روش متعادل و متنوع موسیقی هم استفاده کنیم، بهره ی بیشتری خواهیم برد.
|