| |
| یکشنبه 6 مرداد ماه سال 1387 |
| مختصری از زندگی فردریش نیچه (فلسفی) |

مختصری از زندگی فردریش نیچه
او در 15 اکتبر سال 1844 در روکن واقع در لایپزیک پروس به دنیا آمد. به دلیل مقارنت این روز با روز تولد فردریش ویلهلم چهارم که پادشاه وقت پروس شدرش نام فرزند خود را فردریش ویلهلم گذاشت. پدر فردریش از کشیشان لوتری بود و اجداد مادری او نیز همگی کشیش بودند. فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود. آنها دو فرزند دیگر نیز به دنیا میآورند: الیزابت و ژوزف. وقتی نیچه پنج سال داشت، پدرش بر اثر شکستگی جمجمه درگذشت و او به همراه مادر، خواهر، مادربزرگ و دو عمه اش زندگی کرد. این محیط زنانه و دیندارانه بعدها تأثیر عمیقی بر نیچه گذاشت. وی از چهار سالگی شروع به خواندن و نوشتن و در ۱۲ سالگی شروع به سرودن شعر کرد. نیچه در همان محل تولد به تحصیل پرداخت.
تحصیلات
ادامه مطلب ... |
|
| |
| شنبه 1 تیر ماه سال 1387 |
| زندگی خانوادگی از دیدگاه فلاسفه (فلسفی) |
زندگی خانوادگی از دیدگاه فلاسفه اجتماع خانوادگی، اجتماعی است " طبیعی قراردادی" یعنی حد متوسطی است میان یک اجتماع غریزی مانند اجتماع زنبور عسل و موریانه که همه حدود و حقوق و مقررات از جانب طبیعت معین شده و امکان سرپیچی نیست و یک اجتماع قراردادی مانند اجتماع مدنی انسانها که کمتر جنبه طبیعی و غریزی دارد. چنانکه می دانیم، قدمای فلاسفه، فلسفه زندگی خانوادگی را بخش مستقلی از "حکمت عملی"می شمردند و معتقد به منطق و معیار جداگانه ای برای این بخش از حیات انسانی بودند. افلاطون در رساله جمهوریت، و ارسطو در کتاب سیاست، و ابن سینا در کتاب الشفا با چنین دیدی و از این زاویه به موضوع نگریسته اند. در مورد حقوق زن در اجتماع نیز طبعا چنین تردید و پرسشی هست که آیا حقوق طبیعی و انسانی زن و مرد همانند و متشابه است یا ناهمانند و نامتشابه. یعنی آیا خلقت و طبیعت که یک سلسله حقوق به انسانها ارزانی داشته است، آن حقوق را دو جنسی آفریده است یا یک جنسی؟ آیا " ذکوریت "و" انوثیت " در حقوق و تکالیف اجتماعی راه یافته است یا از نظر طبیعت و در منطق تکوین و آفرینش، حقوق یک جنسی است؟
ادامه مطلب ... |
|
| |
| شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387 |
| جنبش فمینیسم(فلسفی) |

فمینیسم
جنبش فمینیسم حرکتی است که در آن به طرفداری از حقوق زنان پرداخته می شود. از آنجا که زنان هرگز در جایگاه واقعی خود نبوده یا به ندرت بوده اند، این جنبش خواهان آن است تا جایگاه بحق و شایسته زنان را به آنان باز گرداند. زنان همیشه مجبور بوده اند که از بیراهه وارد عرصه های اجتماع، سیاست، فرهنگ و تفکر شوند، چرا که همیشه زن را موجودی می دانسته اند که وجودش وابسته به مرد است؛ زنی که هویت و موجودیت مستقلی نداشته و چیزی بیش از آیینه تخیلات، خود جلوه گری ها و جاه طلبی های مردانه نبوده است که همیشه از او همچون ابزار و وسیله ای برای رسیدن به اهداف و امیال خود استفاده کرده اند. این واقعیتی است که « زنان از امکانات رشد یکسانی با مردان برخوردار نیستند و می توان گفت که در تمامی جوامع انسانی( البته به درجه های متفاوت) دارای حقوق اجتماعی یکسانی با مردان نیستند. به نسبت رشد اقتصادی و اجتماعی در
ادامه مطلب ... |
|
| |
| شنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1387 |
| فلسفه ماکیاوللی (فلسفی) |
|

فلسفه ماکیاوللی
ماکیاوللی مرموز، دسیسه چین، فریب کار، و غیر قابل اعتماد بود- و در شهریار بر این شیوه ی رفتار صحه گذاشت. اما با این کار حقیقت خاصی در خصوص سرشت آدمی را نیز فاش کرد. او روی نقطه ی حساس انگشت گذاشته بود. سرشت آدمی باید بهتر از این می بود- هیچ انسانی نمی توانست همچون شهریار ماکیاوللی رفتار کرده باشد. کار او بی شک کاری شیطانی بود؛ و همه ( به ویژه کلیسا) به زودی در این باره همرا شدند. ماکیاوللی به
ادامه مطلب ... |
|
| |
| پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1387 |
| جبران خلیل جبران و نیچه (فلسفی) |

جبران خلیل جبران و نیچه
جبران خلیل جبران، نویسنده و شاعر بزرگ عرب، در ایران از شهرتی فراوان برخوردار است. در سخن از بنیاد اندیشه گری های جبران ومایه های فلسفی گوناگونی که آموزه های کتاب « پیامبر» او را ژرفا می بخشد، بیش از هر کس نیچه (1844- 1900) وکتاب شگرف او«چنین گفت زرتشت» گفت وگو می شود. زمانی که کتاب «الأجنحة المتکسرة : بال های شکسته» ی جبران انتشار یافت ، دنیای عربی که شیفته ی زبان درخشان و ظاهر خیره کننده ی این کتاب شده بود، استقبالی کم مانند ازآن کرد. نوشته اند که جبران براین ماجراخون می خورد: «وای بر من و زندگی من در میان مردمی که پوسته ی من را درمی یابند و از مغز من بیگانه اند . کیست تا من از هنر و از نیچه با او بگویم و او گفتار من را درک کند؟» هنگامی که هنرمند در تارهای سرخوردگی فلسفی- هنری به اسارت می افتد، به پرنده ای می ماند که فریادهایش از قفسی آتشین به گوش می رسد .جبران، خود از دهشت فراگیر و تأثیر عمیقی که پس از آشنایی با زرتشت نیچه دنیای درونش را تسخیر کرده است، بارها سخن می گوید و جا به جا، نیچه و اندیشه گری های او را می ستاید و جبران شناسان نیز در این مورد یک سخن هستند. طبیعت زندگی و رویدادهای حیات جبران نیز پاره ای از تناسب ها را در میان او و نیچه فرایاد می آورد. نیچه فرزند یک کشیش بود و جبران نیز از سوی مادر کشیش زاده است، گرچه نام « جبران» را از نیای پدرش برخود دارد. نیچه با تکیه بر «خواست قدرت – اراده ی معطوف به قدرت» که عنوان کتاب فلسفی او نیز هست، فضای فلسفی غرب را پر همهمه می کند. او
ادامه مطلب ... |
|