انحرافات زنان (بخش یکم)
مقدمه:
رفتارهای اعتیادی، انگیزه های پیدا و پنهان به همراه دارد. درمان خود یا دیگران بدون شناخت واقع بینانه از علل معتاد شدن، ممکن نیست. کسانی که معتاد می شوند، غالباً برون فکنی دارند. یعنی چیزی یا کسی را که بیرون از وجود و شخصیتشان است، سبب انحراف و ناکامی خود می شمارند. این نگرش منفی و باز دارنده از رشد عاطفی و سازگاری شخصیت و رفتار، مانند دیگر مکانیزم های روانی، انسان ها را از کوشش در اصلاح منش و روشی که به اعتیاد انجامیده، باز می دارد. درمان و رهایی از مواد یا حالات اعتیادی برای این گروه از بیماران نا ممکن است.
با طرح این پرسش: آیا معتادها مادران را متهم می کنند؟ می توان به بازنگری ارتباط مادران و فرزندان در عرصه های عاطفی پرداخت. به هر حال باید به دست آورد که دختران و پسران، چرا و چگونه به اعتیاد گرایش پیدا می کنند، و به سخنی دیگر کدام منش و روش سبب معتادشدن می شود؟ از سوی دیگر باید این هدف را در پژوهش ها دنبال کرد که چرا مادران در پاره ای از زمان ها نمی توانند مسئولیت مادر بودن را شناخته و یا پایبندی به مسئولیت های خویشتن داشته باشند؟
در این گزارش های فرهنگی- اجتماعی به این بهره دست خواهیم یافت که معتادها چه کسی را در روند اعتیاد خود مقصر می شمارند؛ خویشتن یا محیط و مدرسه یا خانواده و به خصوص مادران؟ تردیدی نیست که جوان ها و حتی میان سال ها، پس از شکست های توان سوز و مشاهده ی بن بست های فکری و اجتماعی و اقتصادی و نیز فقدان همسر و فرزند و فروپاشی کانون صمیمی و ترک آفرین خانواده، به دنبال نزدیک ترین فرد می گردند تا او را عامل شوربختی خود نشان دهند. به نظر
ادامه مطلب ... |