درباره ی مسیحیت (دینی)

 

 

 درباره ی مسیحیت

مسیحیت از زمان بنیانگذاری اش در حدود دوهزار سال پیش، به گسترده ترین دین جهان تبدیل شده است، با دَه ها فرقه که روی هم رفته تقریباً دومیلیارد پیرو را شامل می شود. سرگذشت مسیحیت یکی از بزرگترین کامیابی های تاریخ است، و بر آمدن اولیه دین مسیحی از سر آغاز محقرش در فلسطین

در قرن اول میلادی تا کامیابی اش به عنوان دین عمده اروپا در قرون وسطای اولیه داستانی جذاب و در عین حال یکی از بزرگترین نقاط عَطفِ جهان است. مردمی که پیدایش مسیحیت بیش ترین تأثیر را بر سرنوشتشان گذاشت رومیان باستان بودند، و اولین کشور کافر( غیر مسیحی) که به عنوان یک کشور مسیحی سرسخت تبدیل گشت. از آن گذشته، انقلاب دینی و فرهنگی ای که ظهور مسیحیت پدید آورد از خارج و با زور تحمیل نشد، چنان که مثلاً گسترش اسلام در پهنه خاورنزدیک و شمال آفریقا در دوره میانه چنین بود. پس، تصادفی نیست که مقر قدیمی ترین فرقه برجا مانده مسیحیت هنوز هم در رم است و خود را کلیسای کاتولیک رومی می نامد. در آغاز، یکی از اولین اقوام مدیترانه ای یعنی یهودیان ژرف ترین و ماندگار ترین تاثیر تکوینی را بر مسیحیان اولیه گذاشتند. در واقع، تاریخ مسیحیت به عنوان یک فرقه یهودی آغاز شد و هنوز هم در مفاهیم پایه ای مذهبی و اخلاقی متعددی، همچنان که در متون مقدس، با یهودیت اشتراک دارد.

مسیحیت یک دین شرقی است( چرا که زادگاهش فلسطین بود)، عناصر مشترک زیادی با ادیان دیگر داشت، چرا که همه ادیان به وام گیری عقاید از یکدیگر، چه آگاهانه و چه نا آگاهانه، گرایش داشتند.

تولد مسیحیت درجایی رخ داد که مسیحیان آن را سرزمین مقدس می نامیدند، یعنی فلسطین مسیحیان به این دلیل آن را مقدس می نامیدند که معتقدند عیسی، که وجود و تعالیمش شالوده دین آن هاست، در این جا به دنیا آمد، و در همانجا جان باخت. بخش جنوبی فلسطین یهودیه خوانده می شد(زیرا زمانی محل پادشاهی باستانی یهودا بود).از مدت ها پیش، اکثر پژوهشگران و علمای الهیات سرآغاز سنتی پیدایش مسیحیت را آغاز زندگی و آموزه های عیسی مسیح دانسته اند. مهم است تاکید شود که عیسی در صدد برنیامد دین تازه ای بنیاد نهد، حواریون و دیگر پیروان نخستین او نیز چنین نکردند. " خوستو گونزالس" توضیح می دهد: مسیحیان اولیه خود را پیروان یک دین تازه نمی دانستند. آن ها در تمام طول زندگیشان یهودی بودند و خود را یهودی می دانستند. ایمانشان به معنای انکار یهودیت نبود، بلکه بیشتر در جهت این اعتقاد بود که عصر مسیحیان( نجات بخش) سرانجام فرارسیده است. مسیحیان اولیه یهودیت را کنار نگذاشتند.

بلکه معتقد بودند که ایمانشان تحقق انتظار دیرپایی یک مسیح( منجی) را ایجاب می کند متأسفانه، اطلاعات بی غرضانه و قابل اتِکا، درباره ی زندگی و آموزه های عیسی(ع) بسیار ناچیز است. چنان که " ای، پی، ساندرز" نویسنده ی برجسته و معاصر زندگینامه او، می نویسد: عیسی به چنان شخصیت مهمی در تاریخ جهان تبدیل شد که گاهی به زحمت می توان باور کرد که او در طول زندگی اش، به ویژه در خارج از فلسطین، چقدر بی اهمیت بود. بیشتر منابع قرن اول را باقی مانده اعضای قشر بسیار کوچک نخبگان امپراتوری روم نوشته بودند.بیش تر اطلاعات اندکی که در باره ی عیسی در دست است از چهار انجیل ( مَتی، مِرقس، لوقا و یوحنا) است که به چهار کتاب نخست«عهدجدید» تبدیل شدند. انجیل ها از تولد عیسی، تبلیغش در میان یهودیان، چگونگی دستیابی اش به نخستین پیروان نزدیکش( دوازده رسول یا حواری)، رنج و عذاب هایش از دست مقامات یهودی و رومی، مرگش، و رستاخیزش می گویند.

البته انجیل ها، از منظر الهیات، روایت های مبالغه آمیز و الهام بخش از یک رهبر بزرگ معنوی اند. اما از نقطه نظر صرفاً تاریخ، اشکالاتی دارند که عمدتاً به آن برمی گردد که گزارش شاهدان عینی، نیستند(هرچند ممکن است بخش هایی از آن ها بر چنین گزارشهایی مبتنی باشند) در عوض، آن ها شامل حکایت ها و موعظه هایی اند که طی نسل ها به طور شفاهی یا کتبی منتقل و بعدها به دست کسانی که شخصاً با عیسی آشنایی نداشتند در چهار کتاب گرد آورده شدند." رودلف بولتمان"، عالم الهیات رادیکال و مولف کتاب عیسی مسیح و اسطوره شناسی: عقیده دارد که محتوای انجیل ها عمدتاً ساخته و پرداخته مولفان آن هاست. تاریخ دقیق تولد عیسی به کنار، به نظر می رسد که این رویداد در دهکده ی کوچک بیت اللَحم، واقع در چند کیلومتری جنوب اورشلیم، صورت گرفته باشد. کمی پس از آن والدینش، یوسف و مریم، که ظاهراً از اخبار مربوط به ستمگری های آرکلائوس، پسر هِرودِس که در آن زمان بر یهودا فرمانروایی می کرد، نگران بوند، به طرف شمال نقل مکان کردند و در شهر ناصره در جلیل در شمال فلسطین اقامت گزیدند.( این روایتی است که در انجیل مَتی نقل شده، برعکس، در انجیل لوقا گفته شده که یوسف و مریم ساکن ناصره بودند و به یهودا سفر کردند تا در شمار رومیان به حساب آورده شوند و پس از تولد عیسی به شهر خودشان باز گشتند). یحیی تعمید دهنده در بیابان حاضر شد و به تبلیغ غسل توبه برای بخشش گناهان پرداخت در آن روزها عیسی از ناصره ی جلیل آمد و یحیی در رود اردن او را غسل تعمید داد(در قرآن آمده است که یحیی پدر بزرگ مادری عیسی بوده است) پس از مرگ یحیی، خود عیسی بیرون شد و به موعظه پرداخت، در آن زمان احتمالاً در اواخر دهه ی دوم زندگی اش بود او عمدتاً در طول کرانه دریای جلیل، دریاچه بزرگی در آن منطقه، از روستایی به روستایی می رفت، و چندین مرید صمیمی گِردَش را گرفتند که همان دوازده حواری اصلی( مَتی، پطرس، آندرئاس، یوحنا،یعقوب کبیر، یهودا، فیلپس، برتولماوس، توماس، یعقوب صغیر، شمعون،مَتیاس یا تداوس) بودند. عیسی، نه تنها به خاطر موعظه هایش، که برای آن به آموزگار شهرت یافت، بلکه همچنین به خاطر شفای بیماران و انجام دادن معجزات، به سرعت در سرتاسر جلیل شهرت و اعتبار کسب کرد. پیلاطس در یک دادرسی مختصر، که هیچ سند رسمی از آن برجای نمانده، او را به آشوبگری محکوم کرد و دستور داد مصلوبش کنند، در آن زمان شیوه ی رایج برای اعدام بود. عیسی را در تپه ای نزدیک اورشلیم به صلیب کشیدند.