تعدد زوجات
مسلماً تعدد زوجات از قوانین تأسیسی اسلام نیست. پیش از بعثت نبی اکرم (ص)، به شهادت کتاب مقدس مذهبی اقوام یهود و تحقیق مورخان، چند همسری بین مردان امری رایج وعادی بوده است. ویل دورانت در «تاریخ تمدن» می نویسد:«علمای دینی درقرون وسطی چنین تصور می کردند که تعدد زوجات از ابتکارات پیغمبر اسلام (ص) است، در صورتی که چنین نیست و در اجتماعات ابتدایی، جریان چند همسری بیشتر رواج داشته است. عللی که سبب پیدایش عادت تعدد زوجات در اجتماعات ابتدایی گشته، فراوان است. به واسطه ی اشتغال مردان به جنگ و شکار، زندگی مرد بیشتردر معرض خطر بوده و به همین جهت مردان بیشتر از زنان تلف می شدند، و فزونی عده ی زنان بر مردان سبب می شد که یا تعدد زوجات رواج پیدا کند و یا عده ای از زنان به حال عزوبت به سر برند. علت دیگر آن است که مرد تغییر را دوست دارد و چنانکه سیاه پوستان آنگولا می گویند: همیشه نمی توان در یک ظرف غذا خورد. به علاوه مردان دوست دارند که همسرانشان جوان باشند، در صورتی که در اجتماعات ابتدایی زنان به سرعت پیر می شدند و به همین جهت خود غالباً مردان را به زناشویی جدید تشویق می کردند تا بتوانند مدت درازتری غذای کودکان خود را تأمین کنند. غالباً دیده شده که زن اول شوهر خود را ترغیب می کرده است تا زن تازه بگیرد که کار او سبکتر شود و زن تازه برای خانواده اطفال دیگری بیاورد و بهره برداری و ثروت زیادتر شود. در نزد آن اجتماعات، طفل ارزش اقتصادی داشته و زنان را به عنوان سرمایه ای می خریدند که سود آن، کودکان بوده است». اسلام برای رعایت ضرورت های طبیعی و حفظ حقوق زن و جهات دیگر، تعدد زوجات را از یک سو محدود و تعدیل کرده است و از سوی دیگر مقید به شروط دشوار از جمله رعایت عدالت نموده است. به طوری که کمتر کسی می تواند از عهده ی انجام دادن آن برآید، زیرا معمولاً احساسات مرد همیشه نسبت به همه ی زن ها، یکسان و در یک درجه نیست. تعدد زوجات در کشور ما متأسفانه در همه ی موارد بر پایه ی اصول اخلاقی و در مسیر هدف های اسلامی نبوده است و در اغلب موارد بنابر تنوع طلبی و جبران ضعف جنسی و هوسرانی مرد صورت گرفته است. ازدواج ثانوی به نحو مذکور، مشکلات و معایبی از جمله بالا رفتن سطح طلاق را به همراه دارد. علاوه بر این، تعدد زوجات بر پایه ی هوسرانی ، مغایر بهداشت روانی است. در این مورد آقای دکتر جواد نوربخش استاد روانپزشکی می نویسد:« تعدد زوجات در محیطی که تعداد دختران بیشتر از پسران بوده و با رضایت زنان انجام گیرد و هدف، افزایش جمعیت و جلوگیری از فحشاء باشد، شاید چندان اثر روانی نداشته باشد. اما در اجتماعی که فقر مادی حکمفرما بوده ونتوان شرایط مساوات را بین همسران رعایت نمود، مثل وضع اجتماعی امروز ما ، عمل خلاف بهداشت روانی است، به ویژه آنکه زنان مجبور باشند در یک خانه با هم زندگی کنند». استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب «اشکالات و معایب چند همسری» چنین مرقوم داشته است:« سعادت و خوشبختی زناشویی در گرو صفا، صمیمیت، گذشت، فداکاری، وحدت و یگانگی است، و همه ی اینها در چند همسری به خطر می افتد».«گذشته از وضع ناهنجار زنان و فرزندان دو مادره، از نظر خود مرد، آنقدر مسئولیت های تعدد زوجات سنگین و خرد کننده است که رو آوردن به آن، پشت کردن به مسرت و آسایش است».«عشق و احساسات، هرگز در صورت تعدد، آنقدر اوج نمی گیرد که در وحدت می گیرد. اوج اعلای عشق و احساسات با تعدد سازگار نیست، همچنانکه با عقل و منطق نیز سازگار نیست».
چگونه می توان بر مشکل چند همسری فائق آمد؟
از بحثی که به میان آمد معلوم شد که از جواز مشروط تعدد زوجات، مردان تنوع طلب و هوسران سوء استفاده کرده اند و چاره و درمان ضعف جنسی خود را در رو آوردن به دختر یا زن جوان دیگری غیر از همسرخود تشخیص داده اند وگرنه انسان گرسنه می تواند تا رغبت و اشتهای کافی در ظرف غذاخوری همیشگی خود با خوردن طعام از مشقت گرسنگی رهایی یابد و جز به هنگام گرسنگی، دست به سوی طعام نبرد. تغییر ظروف غذاخوری، انسان سیرو بی اشتها را وادار به خوردن غذا نمی کند. به علاوه دست آویز به شرع مقدس اسلام نشان می دهد که معرفت این گونه مردان نسبت به حقوق اسلامی تا چه پایه ضعیف است. استاد شهید مرتضی مطهری در مورد راه حل این مشکل چنین نوشته است:«نظر به اینکه تعدد زوجات ناشی از یک مشکل اجتماعی است نه طبیعت ذاتی مرد، بدیهی است که اگر در اجتماعی مشکل فزونی نسبی عدد زنان نیازمند بر مردان نیازمند وجود نداشته باشد، تعدد زوجات از میان خواهد رفت و یا بسیار کم خواهد شد و اگر بخواهیم در چنین شرایطی ( فرضاً چنین شرایطی ایجاد شود) تعدد زوجات مطلقاً منسوخ گردد، منع قانونی تعدد زوجات نه کافی است و نه صحیح. برای این منظور چند چیز دیگر لازم است. اول عدالت اجتماعی و کار و درآمد کافی برای هر مرد نیازمند به ازدواج تا بتواند به تشکیل کانون خانوادگی اقدام نماید. دوم آزادی اراده و اختیار همسر برای زن که از طرف پدر یا برادر یا شخص دیگر اجباراً به عقد یک مرد زن دار پولدار درآورده نشود. بدیهی است اگر زن، آزاد و مختار باشد و امکان همسری با یک مجرد برایش فراهم باشد، هرگز زن مرد زن دار نخواهد شد و سر«هوو» نخواهد رفت. این اولیاء زن هستند که به طمع پول، دختریا خواهرخود را به مردان زن دارپولدارمی فروشند. سوم اینکه عوامل تحریک و تهییج و اغوا و خانه خراب کن ، اینقدر زیاد نباشد. عوامل اغوا زنان شوهر دار را از خانه ی شوهر به خانه ی بیگانه می کشاند، چه رسد به زنان بی شوهر. اجتماع اگر سر اصلاح دارد و طرفدار نجات تک همسری واقعی است، باید در راه برقراری این سه عامل بکوشد».
|